خوش آمدید ، امیدوارم که از کیفیت مطالب سایت راضی باشید
رزرو هتل مشهد نزدیک حرم

نمی دانم چرا ، کجا ، تا کی ، برای چه

ولی رفتی بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی


تو بگریزی از پیش یک شعله ی خام

من ایستاده ام تا بسوزم تمام


راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست

دارم از دوریت می میرم ، تا کنار من نسوزی

از دلم نمیری عمرم ، نفسامی که هنوزی


بی تو میشه زنده بود

اما

نمیشه زندگی کرد


اگر عاشق شدی نترس ، راهت رو ادامه بده

عشق پله و تو رهگذر ، پس عبور کن


تماشایی ترین تصویر دنیا می شوی گاهی

دلم می پاشد از هم بس که زیبا می شوی گاهی

حضور گاه گاهت بازی خورشید با ابر است

که پیدا می شوی گاهی و پنهان می شوی گاهی


کی به اندازه من دوستت داره

بی تو یک لحظه ای آروم نداره

بی تو که خواب توی چشماش نمیاد

اسمی جز اسم تو یادش نمیاد


ماهیان روی خاک ، ماهیان روی آب

وقت مردن ، ساحل و دریا چه فرقی میکند ؟

یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد

تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی میکند ؟


روزگاریست در این کوچه گرفتار توام

با خبر باش که در حسرت دیدار توام

گفته بودی طبیب دل هر بیماری

پس طبیب دل من باش که بیمار توام


وقتی شقیقه هایم از تحمل زخم های کهنه تیر میکشد

مجبور میشوم به دورترین عزیزم با بلندترین صدا بیندیشم

دلتنگی تنها نصیب من است از همه زیبایی هات


بی تو ترک برداشته ام

و به هر بهانه ای دلم می شکند

گاهی گم می شوم پشت پنجره ها

و سکوتم را بغض می کنم

تا نشنوند صدای شکستنم را


آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگرنیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

بانو فروغ فرخزاد


به خلوت بی ماهتاب من بگذر

به شام تار من ای آفتاب من بگذر

کنون که دیده ام از دیدن تو محروم است

فرشته وار شبی رابه خواب من بگذر

دلم غرق تماشا بود، رفتی

میان اشک و آه و دود رفتی

کنار حسرتی دیرینه ماندم

بهار من ، گل من ، زود رفتی


من و یاد تو و یک سینه تنگ

شبی تار و سه‌تاری خسته آهنگ

کمی با چشمهایم مهربان باش

مزن ای دوست بر آیینه‌ات سنگ


خوش به حال آنکه قلبش مال توست

حال و روزش هر نفس احوال توست

خوش به حال آنکه چشمانش تویی

آرزوهایش همه آمال توست


رفتـن کسـی کـه لایـق نیسـت

نـعمـت اسـت نـه فـاجـعه


گرچه آلوده ی دنیای فریبم اما

سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم

دل من عاطفه را می فهمد

با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم


هر چه گویم عشق را شرح و بیان

چون به عشق آیم خجل مانم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگر است

لیک عشق بی زبان زان خوشتر است


عشق یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم

آنقدر صبر که شاید علفی سبز شود

پای هم پیر شویم و متوفی بشویم


من دهقان فداکاری شده ام

که تمام وجودش را به آتش کشیده روبرویت

و تو قطاری که چشم دیدن مرا ندارد


زندگی شطرنج دنیا و دل است

قصه پررنج صدها مشکل است

شاه دل کیش هوس ها می شود

پای اسب آرزوها در گل است

فیل بخت ما عجب کج می رود

در سر ما بس خیالی باطل است

ما نسنجیده پی سرباز او

غافل اینکه او حریفی قابل است

مهره های عمر من نیمش برفت

مهره های او تمامش کامل است


روی فرش سنگ مرمر

روی نقشه های کاشی

همین رو فقط نوشتم

میمیرم اگه نباشی


گر چه جانم رود از دست

در این کنج قفس

یادت از دل نرود تا که مرا هست نفس


جانا ز دست عشق تو

یک دم نباشد راحتم

هر شب خیالت را کشم

ای ماه تابان در برم


هوای تو کرده بود دلم

با ما راه نیامدی ، بارانی شد


با تو غزل ستاره ها نورانیست

دل در نگاه تو زندانیست

نگذر ز بهار باغ احساس چون بی تو

تمام لحظه ها بارانیست

موضوعات مطلب: سرگرمی . سرگرمی .
نظرات مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
صفحه اصلی آرشیو مطالب تماس با ما