close
چت روم
پـورتـال خوانـدنی ها , سبک زندگی ,علمی و پزشکی , مذهبی ,گالری عکس هنرمندان, پرتال تفریحی
خوش آمدید ، امیدوارم که از کیفیت مطالب سایت راضی باشید
رزرو هتل مشهد نزدیک حرم

معراج تو از تو تا حسین است
در خون تو نقش «یا حسین» است
تنها تو شوی به دست من دفن
تشییع تو نیز با حسین است
آن روز که روز حشر کبراست
قنداقه تو به دست زهراست

 

Doostiha

اصغرم خوابه یا که سیرابه، قلبِ آقایم از چه بی تابه
پشت خیمه ها اصغرم تنها، ای شه گل ها هرگز نخوابه

Doostiha

از دل بکشم من آه شبگیر علی
با داغ تو از جهان شدم سیر علی
تیری که زپا نشاند علمدارم را
با حلق تو کرده کار شمشیر علی

Doostiha

پیر همه بود اگرچه او کودک بود
صبرش ز غریبی پدر اندک بود
می کرد به نی اشاره می گفت رباب
ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود

Doostiha

شاید که تیر سینه من را هدف گرفت
از چه گلوی تو به سه شعبه سپر شده؟
این ساقه ی لطیف که با بوسه می شکست
حالا دو نیم از لب تیز تبر شده

Doostiha

شش ماهه من اگر چه فردی، تو مرد شهادت و نبردی
سرباز همیشه فاتح من، لبخند بزن که فتح کردی
تا داد تو بر فلک رسانم، خون تو به آسمان فشانم

Doostiha

تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد
هیچ کس حدس نمی زد که چنین سر برسد
پدرش چیز زیادی که نمی خواست فرات
یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد

Doostiha

کاش این قبر تو گم باشد و پیدا نشود
اگرم شد سر نبش قبر بلوا نشود
از تو گهواره ای مانده ببرندش غارت
ولی ای کاش سر راس تو دعوا نشود

Doostiha

یک دشت غرق هلهله و خنده به رو به روست
دریایی از تلاطم غم پشت سر شده
دور از نگاه منتظر مادرت، علی
تشییع و کفن و دفن تنت دردسر شده
آهسته زخمِ باز تو را بسته ام ولی
حس می کنم که فاصله اش بیشتر شده

Doostiha

لالا لالا به طفل نیمه ساله
چه گویم ای خدا با اشک و ناله
زدی ای آب، آتش موج کم کن
فرات بی وفا آبش زلاله

Doostiha

طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب
لالا گلم، عزیز دلم، اصغرم بخواب
شرمنده ام که شیر ندارم، به سینه ام
ناخن مکش تو خاک مکن بر سرم بخواب

Doostiha

آرام که نمی شوی ای میوه دلم
خیمه به خیمه هرچه تو را می برم، بخواب
نزدیک به سه روز و سه شب می شود علی
پلکم به هم نیامده مادر، برم بخواب

Doostiha

شکسته پشت غم از بار غصه های رباب
از آن زمان که شنیده است ماجرای رباب
به سوز سینه گهواره داغ غم زده است
شرار زخم دل خون لای لای رباب

Doostiha

اشک
دلِ ما را نگران کرد
خونْ دلِ هر دو جهان کرد
حرمله بهرِ جفایش
تیرِ خود را به گمان کرد
دستِ صیاد از او درِّ صدف می گیرد
حرمله زیرِ گلو را چو هدف می گیرد
دلِ مولا شده پر خون
علی اصغر شده گلگون

موضوعات مطلب: سرگرمی . سرگرمی .
نظرات مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
صفحه اصلی آرشیو مطالب تماس با ما