خوش آمدید ، امیدوارم که از کیفیت مطالب سایت راضی باشید
رزرو هتل مشهد نزدیک حرم

دانی زچه رو دیده ما میگرید

در ماتم شاه اولیا می گرید

تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست

عیسی به فلک از این عزا میگرید

با تسلیت ایام شهادت مولای متقیان

در مناجات شبانه شبهای قدر را التماس دعا دارم

******************************

دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد

وقتی تو را بابای من دنیا ندارد

رفتی یتیم بی قرار شهر کوفه

حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد

******************************

بر روح تمام شیعیان تیغ زدند

بر مردترین مرد جهان تیغ زدند

خورشیدبه سینه، ماه برسر می زد

انگاربه فرق آسمان تیغ زدند.

سالروز ضربت خوردن امام علی (ع) تسلیت باد

******************************

زهر روی تیغ بی تابی می کند و خون برای محراب

از قبله می آیی و به سوی قبله می روی

پس از تو در زمین، این یتیم دردآلود

حکایتِ بی کسی است یا علی!

******************************

در برج ولا مهر جهان تاب علیست

در شهر علوم نبوی، باب علیست

از اول خلقت بشر تا امروز

مظلوم ترین شهید محراب علیست . . .

التماس دعا

******************************

دیشب فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد

یک بار دیگر رخت ماتم در برم کرد

دیشب که اشهد گفتنت ذکر لبت بود

امن یجیب ورد لبان زینبت بود

******************************

به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را

به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را

به نماز آخرینش چه گذشت من ندانم

که ندای دعوت آمد شه ملک لافتی را

همه اهل بیت عصمت زسرا برون دویدند

ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را . . .

******************************

ناله کن اى دل به عزاى على / گریه کن اى دیده براى على

کعبه ز کف داده چو مولود خویش / گشته سیه پوش عزاى على

ماه دگر در دل شب نشنود / صوت مناجات و دعاى على

واى امیر دو سرا کشته شد / خانه غم گشته،سراى على

شهادت مولای مظلوم عدالت، تسلیت و تعزیت

******************************

امشب سرمهربان نخلی خم شد

درکیسه ی نان به جای خرما غم شد

درکنج خرابه ها زنی شیون کرد

همبازی کوکان کوفه کم شد…

******************************

یارب اگر نگذری از جرم و گناهم چه کنم؟

ندهی گر به در خویش پناهم چه کنم؟

گر برانی و نخوانی و کنی نومیدم

به که روی آورم و حاجت ز که خواهم؛ چه کنم؟

******************************

ای خدا، اجابت کن امشب این دعا برای من کافیست

فقط یک نیم نگاه منتظر می مانم

یا علی مولا.

******************************

در این ایام که از رحمت و برکت انباشته است

در این روزها که فرشته ها راحت میان ما قدم می زنند

و در این شب ها که از انوار خدا سپیدی گرفته اند

ما را از نسیم دعا فراموش نکنید

******************************

قــرآن بــه ســر بگیـــر تــا کـه حــس کـنی

نیـــزه چقـــدر گریـــه بـــرای “حـسـیـن” کــرد …

******************************

شب عفو است و محتاج دعایم،

زعمق دل دعایی کن برایم،

اگر امشب به معشوقت رسیدی،

خدا را در میان اشک هایت دیدی،

کمی هم نزد او یادی زما کن،

کمی هم جای ما او را صدا کن،

بگو یارب فلانی روسیاهست،

دو دستش خالی و غرق گناه است،

بگو یارب توی دریای جوشان،

دراین شب بروی بنوشان.

******************************

امشب رحمت دوست جاریست مانند رود، نه!

مانند باران، اگر دلتان لرزید، بغضتان ترکید

کسی اینجا محتاج دعاست

اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید

******************************

خدایا در این شبهای قدر قدم هایی را

که برایم بر می داری بر من آشکار کن تا

در هایی را که به سویم میگشایی ندانسته نبندم

و در هایی را که به رویم میبندی به اصرار نگشایم . . .

******************************

وقت پرواز آسمان شده بود

گوئیا آخر جهان شده بود

کعبه می رفت در دل محراب

لحظه ی گریه ی اذان شده بود

******************************

محراب کوفه امشب در موج خون نشسته

یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته

سجاده گشته رنگین از خون سرور دین

یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین

از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید

رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید

با عرض تسلیت و التماس دعا

******************************

برای صیقل روح و روان ها / به دل دریائی ازایمان نشانیم

برای اولین مظلوم عالم / بسی خون دل ازچشمان چکانیم

هزاران لعنت و نفرین بسیار / به قاتل های مولا مان رسانیم . . .

******************************

علی امـــــشب چه خوش با ما مدارا می کنی

شد شب قـدر و تو خود دردم مداوا می کنی

درکـنار ذکـر حـقّ و جـــوشن و احیای شب

با نــماز آخرت دل را مــصـفا مـی کـنی

******************************

امشب، شب ناله در فراق پدری مهربان است

که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریه‏اش را ندیده بود

پدری دل‏سوز که با آه همه کودکان یتیم شریک بود

و غصه‏های همه را بر جان خود هموار می‏کرد

ولی کسی از غربت او و دردهای دلش

با خاری در چشم و استخوانی در گلو، خبر نداشت . . . 

موضوعات مطلب: مذهبی . مذهبی .
نظرات مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
صفحه اصلی آرشیو مطالب تماس با ما