خوش آمدید ، امیدوارم که از کیفیت مطالب سایت راضی باشید
رزرو اینترنتی هتل مشهد
داستان کوتاه رز آبی

داستان کوتاه رز آبی

چهار نفر از اعضاء خانواده قرار بود به مهمانی به منزل ما بیایند.همسرم سخت مشغول تهیّه و تدارک بود.
پیشنهاد کردم به سوپرمارکت بروم و بعضی اقلامی را که لازم بود بگیرم، مثل لامپ، حوله کاغذی، کیسه زباله، مواد شوینده و امثال آن.  از خانه بیرون رفتم.

داخل مغازه از این سو به آن سو شتابان رفتم و آنچه می خواستم برداشتم و به طرف صندوق رفتم تا بهای آنها را بپردازم.

 

برچسب های سایت: سایت تفریحی/ ترفند-.html" title="فان ام سی" target="_blank">فان ام سی/ورزشی/ورزشی/اجتماعی/اخبار/خبر گذاری/دانلود/برنامه اندروید/جاوا

فیلم های جالب/کلیپ خنده دار/ اینترنت/آموزش برنامه نویسی/شعر های باحال/بازی موبایل/روزنامه اینترنتی/سید محسن جلالی/اسلامشهر/چقوش/

موضوعات مطلب: داستان . داستان .
نظرات مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
صفحه اصلی آرشیو مطالب تماس با ما